۵شنبه چه روزی بود .

سست ترين دشمنان دشمنی است که دشمنی خود را آشکار کند .
....
نور جهان ديده از جهان فروبست . گوهری که زمين در جانش پرورده بود . به افلاک رفت ( چون ديگر زمين برايش کوچک بود ) زمين گنجايش آنهمه بزرگی را نداشت . حال که او رفته . نواده اش را بر جای نهاده . تا ما نيز از جمالش فيضی ببريم . چقدر از جمال نورانی اين نور استفاده کرده ايم . ؟ از عشقی که در وجودشان موج می زند . چند جرعه تابحال نوشيده ايم . خدا نکند همانند من جوابتان . هيچ . باشد . ( که هست )
آنروز جهان در غم است و افلاک در شادی . کاش ما ز افلاکيان باشيم .
تقديم به آنانکه جرعه ای از عشق مهدی نوشيده اند .
( راستی اون نوشته اول مال مولانا علی (ع) بود . و راستی من شايد تا آخر اين هفته چيزی ننويسم . به علت اشتغال فکری و کاری زياد .)   
نویسنده : عشق سوخته ; ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ اردیبهشت ،۱۳۸٢