شيطان ( ۲ )

۲ تا مسئله
۱ : علی : نادان ترين مردم گناهکاری است که پيوسته گناه خود را از سر می گيرد .
۲ : اگه قسمت اول اين را نخواندين . اول اون را بخوانين .
داشتم می گفتم :
يکه و تنها به جنگ آمد . اما . محمد تنها نبود . قدرت در دستانش بود . با آنکه خود نيز نمی دانست . ابرها بر سرش سايه می افکندند . مسيحيان به پيامبری اش مژده می دادند . اما همچنان شيطان خود را برای جنگ آماده و آماده تر می کرد . در اين ميان محمد بی نصيب نبود . پدرش را در مسافرت از دست داد و مادرش را در کودکی . خدا خواست محمد هم برای جنگ آماده شود . با سختی بزرگ شد . همين سختی ها محمد را محمد کرد . ۴۰ سال آماده شدند . شيطان نيرومند بود . در مکه . محمد را محاصره کرده با يارانش . ابوسفيان . ابوبکر . ابولهب و ... . اما محمد پيام آور شد . پيام آور بزرگی . بهشت و جهنم . پيام آور . جنگ را آغاز مرد . ای مردم . به خدای يگانه ايمان بياوريد .
شيطان هم ننشت و يارانش را به حمله فرا خواند . شکنجه . محاصرات چه اقتصادی و چه ... شيطان نمی دانست جنگی مختومه را آغاز کرده . پيام آور هر روز قدرتمند تر می شد . ۲۳ سال پيام آور قدرتش را افزايش داد . اما حال نوبت ياران شيطان بود . روزهای سخت علی و فرزندانش آغاز شد .

و اما آخرين بازمانده بزرگ اين خاندان . مهدی موعود . همچنان در جنگ با شيطان است . منتظر است .
منتظر فرمان . خدا می داند . و نه مهدی . شيطان نيز در انتظار است و

تقديم به خدا که از خاکستر عشق . گلی لاله گون آفريد .
  
نویسنده : عشق سوخته ; ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ خرداد ،۱۳۸٢