آخيش . بازديد کننده ها کم شدن ! ديگه کسی نيست ...شرهای من را بخونه . ديگه می تونم با خيال راحت هرچی تو دلم هست بيرون بريزم !

الان همانطور که می دونين از نصفه شب گذشته .

امشب شب خوبی بود . چرا ؟

۰ - گوشت خريدم . ( ۳۰ کيلو ) و ۱۰-۱۵ کيلو شو پاک کردم .

۱- شام خونه خواهرم خوردم .

۲- ظرفهای اونجا را شستم .

۳- اومدم خانه

۴- ساعت ۱۲

۵- تا ۱:۳۰ ظرف می شستم و آشپزخانه مرتب می کردم

۶- در خدمت شما هستم .

الان هم خيلی کار دارم .

شرمنده .

 

 

  
نویسنده : عشق سوخته ; ساعت ٢:٠۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٧ امرداد ،۱۳۸٢